شمس الدين حافظ
416
سفينه حافظ ( فارسى )
[ اين چه شورست كه در دور قمر مىبينم ] 56 * [ 1 ] شماره مسلسل 510 اين چه شورست كه در دور قمر مىبينم * همه آفاق پر از فتنه و شر مىبينم هر كسى روز بهى مىطلبد از ايام * علت آنست كه هر روز بتر مىبينم ابلهان را همه شربت ز گلاب و قندست * قوت دانا همه از خون جگر مىبينم اسب تازى شده مجروح به زير پالان * طوق زرين همه در گردن خر مىبينم دختران را همه جنگست و جدل با مادر * پسران را همه بدخواه پدر مىبينم هيچ رحمى نه برادر ببرادر دارد * هيچ شفقت نه پدر را به پسر مىبينم پند حافظ بشنو خواجه برو نيكى كن * كه من اين پند به از در و گهر مىبينم
--> [ 1 ] پاورقى غزل 56 - يكتائى اين غزل را اصيل دانسته است - در سودى نيز آمده است منتهى فاقد ابيات دوم و ششم است . غزل فوق را حافظ در توصيف اخلاق قرن هشتم سروده كه در حافظ شيرين سخن به بهترين وجه و مختصرترين صورت آمده است بشرح زير : « سلاطين و امراء كه سرمشق و نمونه كامل عيار مردمند خود بفساد منسوب بودند : ابو سعيد ، شيخ حسن را بطلاق زن معقوده خود وادار و بعد او را خود تزويج مىكند - مبارز الدين بر پسران خود بدبين است - شاه شجاع و شاه محمود چشم پدر را ميل مىكشند و كور مىكنند و به زندان مىافكنند - شاه محمود به مخالفت برادر خود و شاه يحيى بر عليه عم خويش طغيان مىكنند و سالها به جنگ و جدال مىپردازند - شاه شجاع و شاه محمود از پدر خود مبارز الدين و سلطان اويس از پدر خويش شاه شجاع بيمناكست - شاه شجاع چشم پسر خود شبلى را ميل مىكشد - زوجه شيخ حسن ايلكانى ، او را در بستر خواب بدست خود بقتل مىرساند و زن شاه محمود شاه شجاع را به خصومت با شوهرش تحريك مىكند - بغداد خاتون شوهر خود ابو سعيد را مسموم مىنمايد . بزرگان دربار نيز در تنزل اخلاق بكمال بودند : دمشق خواجه پسر امير چوپان ، نايب كل امور كشور نسبت به همخوابه ابو سعيد بهادر خان خيانت مىورزد . سيد ركن الدين حسن يزدى وزير شاه شجاع براى گرفتارى جلال الدين تورانشاه و يك نفر ديگر از امراء نامهاى از زبان آنها ساخته براى شاه محمود مىفرستد و جواب او را بشاه شجاع نشان -